احکام تراشیدن ریش و موی بدن و سر

احکام تراشیدن ریش و موی بدن و سر

ارسال در تاريخ 1391/4/13| توسط سعید | نسخه قابل چاپ | تعدا بازدید 3327



ادامه مطلب 


احکام تراشیدن ریش و موی بدن و موی سر از


دیدگاه اسلام

حکم  ریش در اسلام :


رسول خدا (ص) نامه هايي براي پادشاهان کشورها از جمله ((خسرو پرويز )) شاه ايران براي پذيرش اسلام فرستاد. شاه مغرور و فاسد نامه پيامبر (ص) را پاره کرد و دستور دستگيري آن حضرت را صادر کرد . ماموارن شاه ايران در حالي به محضر مبارک آن حضرت مشرف شدند که ريش خود را تراشيده و از سبيل هاي بلند برخوردار بودند .
رسول گرامي اسلام (ص) تا نگاه به آنها نمود ناراحت شدند و فرمودند : واي بر شما !
چه کسي به شما گفته ريش خود را بتراشيد و سبيل خود را بلند نگه داريد . آنها گفتند :
پادشاه ايران دستور داده است .
رسول خدا (ص) فرمود :
(( وَ لکن رَبّي اَ مَرَني باعفاء لـِحيَتي وَ قَصِّ شارِبي ))
اما پروردگار من دستور به گذاشتن ريش و کوتاه کردن سبيل ها داده است .
((بحار الانوار ، ج20 ،ص 389 )

2- تشبيه به مجوسيان و يهوديان
از روايات استفاده مي شود که يهوديان و مجوسيان بر خلاف دستور خداوند و پيامبران (ع)
ريش خود را مي تراشيدند . اسلام براي حفظ هويت فرهنگي ، به مسلمانان دستور داد ضمن
عمل به احکام اسلام ، ظاهر خود را شبيه بيگانگان نکنند. زيرا اگر ملتي مانند مسلمانان که
داراي فرهنگ غني و کاملي هستند ، در فرهنگ از ديگران تقليد کردند ، به تدريج اصالت و هويت و فرهنگ ديني و ملي خود را از دست خواهند داد. همانطوري که در طول اين چند قرن بالاخص در اين عصر از دست دادن هويت فرهنگي در عده اي مشهود است.
بر همين اساس رسول گرامي اسلام (ص) فرمود:
((حَفو الشََّوارِبَ وَ اعفُوا الُحي و لا تَشَبَّهوا بِاِليَهُودِ ))
سبيل هايتان را کوتاه نماييد و محاسن (ريش ها ) خودتان را بلند نگه داريد و خود را شبيه يهوديان مگردانيد : (البته محاسن ، نبايد از يک قبضه دست بلندتر باشد )
(وسائل الشيعه: ج 1 ص 423 ، مکارم الاخلاق ص 67 )

و همچنين آن حضرت فرمودند :
اِنَّ المَجَوسَ جَزَّوُا لُحاهُم وَ وَفَّرُوا شَوارِبَهُم وَ اِنَّا نَحنُ نَجِزُّ الشَّوارِبَ وُ نَعفي اللُحي وَ هِيَ
الفطرةُ))
مجوسيان ريش هاي خود را ميتراشيدند و سبييل هاي را بلند نگه مي دارند . ولي ما مسلمين
(عکس آنها ) سبيل هاي خود را کوتاه و محاسن را بلند نگه مي داريم ، و ريش داشتن و کوتاه
کردن سبيل مطابقت فطرت انساني است
(وسائل الشيعه ، ج 1، ص 423 – مکارم الخلاق ص 67 )
و نيز رسول خدا (ص) فرمودند :
((لَيسَ مِنا مَن تَشَيبَّهَ بِغَيرِنا ))
کسي که خود را شبيه غير مسلمانان در آورد از ما نيست
و همچنين فرموده ملمان واقعي نيست کسي که به دستور و رسوم و آداب بيگانه عمل کند .
(کنز العمال : ج 1 ، ص 219)

امام صادق (ع) فرمودند :
خداوند به يکي از پيامبران وحي کرد که به مومنان بگو که در لباس ، خوراک و آداب و رسوم
دشمنان خدا را سرمشق قرار ندهيد که اگر چنين کنيد شما هم مثل آنان دشمنان خدا محسوب
مي گرديد .
( بهشت جوانان ، ص 477 .وسائل : ج 3 ص 279 و ج 11 ، ص 111 )

3- عظمت و نشانگي مردانگي
ريش از نشانه هاي مرد بودن است و عظمت و ابهت او را نشان مي دهد و ريش در آوردن در مرد علامت آن است که ديگر او جزء بچه ها و زنان نيست ، کسي که ريش خود را مي تراشد ، اين نشانه و ابهت مردي را از بين مي برد و خود را شبيه زنان مي گرداند مفضل يکي از ياران امام صادق (ع) درباره علت ريش سوال کرد .
آن حضرت (ع) در جواب فرمود:
هنگامي که انسان مو و ريش در صورتش مي رويد، اين کار علامت و نشان مرد بودن و عظمت و ابهت او را مي رساند و او را از حد و مرز بچه ها و شبيه زنان بودن خارج ميسازد بعد آن حضرت (ع) فرمود : اگر فرزندي که متولد مي شود ، مونث و دختر باشد، صورت او به خاطر نروئيدن يش صاف و پاکيزه مي ماند تا اين پاکيزگي و شادابي و طراوت در صورت زن سبب تحريک و جلب مردان و زمينه را براي ازدواج با يکديگر فراهم سازد که ازدواج هم براي باقي ماندن نسل بشر مي باشد (بحار . ج 3 ، ص 62 و 75 )
4- زينت مردان
از امام رضا (ع) سوال شد : چه امتياز و ارزشي در ريش است که مردان دارند ولاي زنان
ندارند ؟
امام (ع) فرمودند : خداوند مردان را به وسيله محاسن زينت داده است و فضيلتي براي مردان
است و به وسيله ريش مردان از زنان شناخته مي شوند .
(سفينة البحار ، ج 2 ، ص 508 )

- باعث رساندن آسيب به صورت
رسول خدا (ص) فرمودند:
محاسن (ريش) را از ته زدن يک نوع مثله ( شکنجه و آزار جسم و روح ) است و کسي که خود را از شکنجه و اذيت کند لعنت خداوند بر او باد .
مستدرک الوسائل : ج 1 ص 406 – سفينة البحار : ج 2 ص 508 )

6- عمل قوم لوط
قوم لوط مردمي آلوده و ناپاک بودند که خداوند سبحان در اثر عمل شنيع لواط ، انها را نابود ساخت و يکي از اعمالي که سبب نازل شدن عذاب بر آنها شد ، تراشيدن ريش بود .
رسول گرامي (ص) فرمود :
ده عمل زشت و گناه ، باعث نابودي قوم لوط شد. يکي عمل لواط و آن حضرت بقيه اعمال آنها را شمرد و تا اينکه فرمود :و تراشيدن ريش و بلند کردن سبيل دو عمل و گناهي بود که سبب از بين رفتن قوم لوط شد
( مستدرک الوسائل ، ج 1 ، ص 407 )

در اسلام کوتاه کردن سبيل و گذاشتن ريش در حد متعارف و آن گونه که شرع مقدس تعيين نموده ، مورد تشويق قرار گرفته است . و در مقابل آن تراشيدن ريش و بلند نمودن سبيل و خود را شبيه بيگانگان نمودن بسيار مذمت شده است .

فلسفه حرام بودن تراشيدن ريش :

همه مراجع عاليقدر فتوي به حرمت ريش تراشي داده اند و فرقي در حرام بودن بين تراشيدن
تمام صورت و يا قسمتي از صورت نگذاشته اند. 


آیات عظام تبریزی و مکارم: اگر چانه و اطراف آن (یک چهارم صورت) تراشیده نشود، به طوری که در وقت مواجهه صدق ریش کند، کفایت می‏کند. آیت ‏الله مکارم، استفتائات، ج 2، س 751 و آیت‏ الله تبریزی، استفتائات، س 1087.

در عين حال عده اي سوال مي کنند که علت

حرام بودن ريش تراشي چيست ؟
در اين بحث به صورت فهرست وار ضررهاي جسمي و روحي آن گفته خواهد شد و قبل از
آن تاريخچه اي از ريش گذاشتن و تراشيدن آن بيان خواهد شد.

تاريخچه اي از ريش گذاشتن:


وقتي تاريخ ريش گذاشن بررسي مي شود ، يک نوع افراط و تفريط در آن بوده به طوري که عده اي ريش خود را آنقدر بلند مي کردند که به زمين کشيده مي شده و افرادي را اسير جمع آوري آن از زير دست و پا مي کردند . در مقابل برخي ريش خود را از ته مي زدند ،

ريش در شريعت حضرت موسي (ع) :


عبرانيان از زمان هاي بسيار قديم ريش مي گذاشتند و بر طبق شريعت حضرت موسي (ع) مجاز به تراشيدن ريش نبودند و کندن ريش نزد آنان علامت تحقير و بي احترامي بود.
حضرت موسي (ع) با مرداني از بني اسرائيل به کوه طور رفت ودستور فرمود که بعد از دعاي من آمين بگوييد . از جمله دعاهاي حضرت نفرين بر کساني که ريش خود را مي تراشيدند.
(برگرفته از اولين دانشگاه و آخرين پيامبر (ص) ، ج 15 ، ص 243 ، 263 )

سلاطين و علماء


سلاطيني از بابل ، آشور، ايران و يونان قديم ريش خود را فرمي دادند و در مجسمه هاي داريوش بزرگ و حکمائي مانند افلاطون ، ارسطو و سقراط اين موضوع مشهود است .
برخي فراعنه مصر سنگ هاي قيمتي و مرواريد به ريش خود مي آويختند و آن سنگ ها ريش ها را اصلاح مي کردند.
معروف است که ريش سلطان سنجر آنقدر طول وعرض داشت که زمان شکار و تيراندازي غلامان مي دويدند و ريش شاه را که به زمين مي رسيد با پارچه اي بسته و به پشتش گره ميزدند.
ريش فتحعلي شاه قاجار و دربانيانش آنقدر بزرگ بود که در زمان تيراندازي آن را مي بستند.
زماني ريش ها را شکل خاصي مانند توپي ، دم کبوتري ، مربع و مستطيل مي دادند .
((عباد)) برادر عبيدالله بن زياد )) ريش طويلي داشته و ((ضياءالدين قزويني )) استاد
((سعد الدين تفتازاني )) ريشش آنقدر طولاني بود که به کفش هايش مي رسيد و در خواب آن
را کيسه مي کرد و چون بر مرکب سوار مي شد ، انرا متفرق مي نمود و مردم را متوجه خود مي ساخت .
مردم يونان و روم قديم هم ريش داشتند، اما کم کم در ايام شادي ريش تراشي معمول گرديد .
اما در نزد ايرانيان ريش مرسوم بوده است.
اولين کسي که فرمان ريش تراشي را دسته جمعي صادر کرد ((اسکندر مقدوني )) بود و دومين نفر که اين دستور را داد ((فيليپ هفتم )) در اسپانيا و سومين نفر ((پطر کبير))در روسيه بود و او چنان سخت گرفت که کساني را که داراي ريش بودند ، جريمه مي کرد و چهارمين نفر ((شاه عباس صفوي )) در ايران بود.

احترام ريش نزد درويشان


قلندران و درويشان در عراق موي سر و ابرو را مي تراشيدند و در ايران تاري از موي ريش و سبيل را به عنوان ارادت و دوستي و مردي و يا براي شرط نذر براي يکديگر ارسال مي کردند و يا گرو مي گذاشتند.
در يک دوره طولاني اگر ريش کسي را مي کندند ، آنقدر توهين آميز بود که مرگ را بر آن ترجيح مي داد و ريش داشتن را مورد احترام قرار مي دادند ، و چه بسا بعضي دولت ها ريش انسان هاي مجرم را مي تراشيدند و تبعيدش مي کردند و با پياده و سواره در شهر در معرض تماشاي عموم قرار مي دادند .
داشتن ريش سيره انبياء (ع) و دانشمندان اروپايی


سيره انبياء و ائمه اطهار (ع) و اولياء الهي و علماء گذاشتن ريش بود و از تراشيدن آن نفرت
داشتند و در بين دانشمندان جهان از جمله اروپا و سلاطين بسياري از آنها به پيامبران در ريش
گذاشتن اقتدا مي کردند. از جمله دانشمندان اروپايي که ريش داشته اند و عکسهايشان در کتابها
و موزه ها موجود است ، عبارتند از : پاستور فرانسوي ، ماريوني (مخترع ماشين چاپ ) کوري پير (فيزيک و شيميدان فرانسوي کاشف راديوم ) ، تارنيه (بزرگترين استاد معالجه امراض) لوکاس شامپيو نبر (نخستين کسي که عمل فتق را انجام داد ) دکتر پرفسور اميل
و.....




احکام تراشیدن موی بدن :




موهاي بدن از قبيل موي پا و شكم و سينه :
مستحب است موهاي اضافي بدن ازاله شود. در وسائل الشيعه دربارهء استحباب ازالهء مو با نوره رواياتي نقل شده است . از امام كاظم 7نقل است :كه بلند شدن بدن باعث كم شدن آب كمر مى شود و مفاصل راسست و بدن را ضعيف مى كند, ولى نوره كشيدن آب كمررا زياد و بدن را قوى مى كند.(1)
مستحب است هر پانزده روز يك مرتبه موي اضافي ازاله شود, حتي اگر كسي پول خريدن نوره را نداشت , سفارش شده است قرض و آن را تهيه كند.(2)
ازاله كردن موهاي اضافي بدن به هر وسيله اي مستحب است، چه با تراشيدن باشد يا با نوره و يا چيز ديگر.
1.حرعاملي , وسائل الشيعه , ج 2 ص 387.
2.همان , ص 391


 موهايي كه در بدن مي‏رويند چند گونه‏اند : موهايي كه بلند گذاردن آن مكروه است مانند موي عانه (اطراف عورت) و زير بغل ولي بلند گذاردن موي سينه و پا و دست مكروه نيست البته تراشيدن آن نيز اشكالي ندارد. تراشيدن موهاي زايد بدن به هر وسيله كه باشد (مانند تيغ، نوره، قيچي، كرم و...) اشكالي ندارد و لازم نيست با ابزاري خاص باشد. در مورد زمان برطرف كردن موهاي زايد بدن هرگاه موهاي عانه و زير بغل بيش از اندازه يك دانه جو (حدود پنج ميليمتر) رسيد برطرف ساختن آن مستحب است


كشيدن تيغ به بدن براي زايل كردن موهاي زايد اشكال ندارد
( آيت الله مكارم شيرازي، استفتاآت، ج1، ص 32، سؤال 66.)


فوايد كوتاه كردن موي زهار از ديدگاه روايات: 
1كوتاه كردن موي زهار انسان را از آلودگي هاي موضعي نجات مي دهد. امام صادق(ع) مي فرمايد: " نوره پاك كننده است". (1)
برطرف كننده غم ها و افسردگي
موي بلند غريزه جنسي و شهوت را كم و بدن را سست مي كند. نوره كردن غريزه جنسي را افزون مي كند.
برطرف كردن موهاي زائد از بدن جسم را تقويت مي كند.
پيه كليه ها را زياد مي كند.
آدمي را چاق مي كند.(2)
مانع فقر و ناداري است.(3)

.........................................
1. وسايل الشيعه ، شيخ حرّ عاملي، ج2، ص 70، باب استحباب الاطلاء.
2. همان، ص 65، باب استحباب النورة.
3. همان، ج7، ص 366.


احکام نوره 

قال اميرالمومنين(ع): «النّورة نشرة و طهور للجسد.» حضرت علي(ع) فرمودند: استفاده از نوره (زدودن موي زير بغل و اسافل اعضا) نشاط مي‌آورد و بهداشت بدن است. (بحارالانوار ، ج76، ص89.)

 

خواص نوره طبیعی

1.  فقط در سه دقیقه عمل می کند.
2.  بسیار کم بو می باشد و این بو فقط در زمان خمیر کردن است و پس از آن بویی ندارد.
3.  مواد آن صد درصد طبیعی است و هیچ گونه عارضه پوستی ندارد و بی ضرر است.
4.  کلیه قارچ های پوستی را که در نقاط مرطوب بدن رشد می کنند از بین می برد. این گونه قارچ های ذره بینی را فقط با نوره طبیعی می توان از بین برد.
5.  پوست بدن را بسیار لطیف می سازد.
6. رنگ پوست را شاداب و با طراوت می کند.
7. غالبا پس از استفاده از بعضی وسایل موبر مانند تیغ، سر موها به حالت دو شاخه و موخوره در می آید و در زمان رشد مو، موجب گیر کردن مو در زیر پوست و در نتیجه به وجود آمدن دانه و جوش می شود؛ اما استفاده از نوره طبیعی سر موها را نرم و یک شاخه می کند و در زمان رشد، هیچ گونه مشکل دانه زدن و جوش در زیر پوست را نخواهید داشت.

 

احادیث و روایات وارد شده در آداب و احکام نوره کشیدن از ائمه اطهار(ع)

1. نوره کشیدن مستحب است و پاکیزگی و امان از بیماری هاست .

2. نوره کشیدن مستحب است، اگرچه  به فاصله سه روز باشد .
3. نوره کشیدن هر 15 روز یکبار سنت است .
4. مستحب است هرگاه 20 روز گذشت و شخص پولی برای نوره کشیدن ندارد، قرض کند و خداوند به او خواهد داد .
5. کراهت بسیار دارد که 40 روز نوره کشیدن را ترک کنند، بلکه روایت شده است تارک آن مومن و مسلمان نیست و چنین کسی کرامت و احترامی ندارد .
6. نوره کشیدن در روز چهارشنبه مکروه است.

7. مستحب است موقع نوره کشیدن قدری نوره بر سر بینی خود بگذارد و آن را ببوید و این دعا را بخواند: «صلی الله علی سلیمان بن داود کما امر بالنوره.».
8. موی بدن وقتی بلند شود ... و مفاصل را سست می گرداند و موجب ضعف و تنبلی و سل می شود .

9. نوره ... بدن را قوی می نماید و پیه کلیه ها را زیاد می کند و بدن را بانشاط و سرحال و سالم می سازد. 10. یکبار نوره کشیدن در تابستان بهتر است از ده بار نوره کشیدن در زمستان .
11. هر کس حمام برود و نوره بمالد، بعد حنا استعمال کند این عمل او امان از جنون و جذام و برص و آکله است تا دفعه دیگر که نوره بکشد و فقر را هم ازاو دور می کند .
12. نوره کشیدن پاک کننده بدن است و دفع دل گیری و پریشانی خاطر می کند .
13. نوره کشیدن از اخلاق پیغمبران است .

منابع 
حلیة المتقین مرحوم مجلسی 
وسائل الشیعه مرحوم شیخ حر عاملی

 

بهترین شیوه استفاده از نوره

1-  پودر را در داخل ظرفی بریزید و مقداری آب ولرم به آن اضافه نمایید) توجه داشته باشید که مقدار آب زیاد نشود؛ زیرا اگر دارو زیاد رقیق شود تاثیر کافی نخواهد داشت(.

2-  دارو را به صورت خمیری نرم و یکدست درآورید.

3-  هنگامی که دارو و آب کاملا با هم مخلوط شد به رنگ سبز روشن در می آید.

4-  داروی مورد نظر را بر نقاط پرمو بکشید و صاف کنید.

یک راه ساده برای لطافت بیشتر بدن پس از مصرف نوره طبیعی آن است که پس از مصرف نوره، به بدن خود حنا بمالید تا موجب لطافت بیشتر پوست شما شود. این کار مانع نیش زدن حشرات موذی مانند پشه می شود و لطافت نوره طبیعی را دو چندان خواهد کرد.


در روایت است 

چون به حسین نزدیک شدند، فرمود که برای او سراپرده ای برافراشتند، آنگاه فرمان داد که اندازه ای مشک آوردند و در جامی بزرگ با آب در آمیختند. در این هنگام حسین به درون شد و نوره مالید و سر و تن بشست و بر سراسر پیگر نازنین گلاب افشاند و شادان و چابک و دمان و آراسته بیرون آممد. عبدالرحمن بن عبد ریه و بریر بن خضیر همدانی بر در سراپرده ایستاده و هریکی کوشیدند که پس از حسین، او به درون رود و خود را بپیراید و بیاراید. بیر به شوخیگری با عبدالرحمن پرداخت. عبدالرحمن گفت: به خدا سوگند که این نه هنگام کار یاوه است. بریر گفت: مردمان من میدانند که من در جوانی و پیری به کار یاوه گرایشی نداشته ام، ولی از آنچه بر سرمان خواهد آمد، شاد و مژده یاب هستم. به خدا میان ما با دخترکان زیبای فراخ چشم بهشتی جز همین به جای نمانده است که ایشان با شمشیرهایشان بر ما تازند و آنگاه ما یکراست به آغوش آنان بال کشیم. چون حسین بپرداخت، این دو به درون رفتند.

تاریخ کامل، نوشته عزالدین ابن اثیر، برگردان دکتر سید حسین روحانی، انتشارات اساطیر، تهران 1382، پوشینه پنجم برگ 2235

نوره کشیدن از فرهنگ فارسی معین:

(رِ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) (عا.) مالیدن نوره به بدن ، واجبی کشیدن

منبعی دیگر:

هنگامى كه روز عاشورا فرا رسيد، امام حسين عليه السّلام صبح زود، دستور داد خيمه‏اى برپا كردند، و ظرف بزرگى در ميان خيمه نهادند و در ميان آن ظرف مشك فراوان بود، و در كنار آن (يا در داخل آن) نوره نهادند، آنگاه امام حسين عليه السّلام براى تنظيف به درون خيمه رفت.
روايت شده: برير بن خضير همدانى، و عبد الرّحمن بن عبد ربّه انصارى بر در خيمه ايستادند تا بعد از امام عليه السّلام براى تنظيف داخل خيمه شوند، در اين هنگام برير با عبد الرّحمن شوخى مى‏كرد و مى‏خنديد.
عبد الرّحمن به او گفت: «اى برير! آيا مى‏خندى؟ اكنون وقت خنده و شوخى نيست.» برير جواب داد: «بستگانم مى‏دانند كه من نه در جوانى و نه در پيرى اهل شوخى و بيهوده گويى نبوده و نيستم، امّا اكنون كه شوخى كردم به خاطر شادى بسيار است كه در پيش داريم، سوگند به خدا فاصله ما با معانقه با حوريان بهشتى، جز ساعتى نيست كه ما در اين ساعت با اين دشمنان بجنگيم و كشته شويم.»

غم نامه كربلا (ترجمه اللهوف على قتلى الطفوف‏)، سيد على بن موسى بن طاووس (م 664 هجری)، مترجم: محمد محمدى اشتهاردى‏، تهران، نشر مطهر، چ اول‏:1377 ش‏. ص:119

۳۱۶.تاريخ الطبرى ( ـ به نقل از غلام عبد الرحمان بن عبدِ رَبِّه انصار ) : با مولايم بودم. هنگامى كه دشمنانْ حضور يافتند و به حسين عليه السلام روى آوردند، حسين عليه السلام فرمان داد تا خيمه اى بر پا شود و سپس ، مُشك را در ديگى بزرگ با آب در آميزند . آن گاه ، حسين عليه السلام به درون آن خيمه رفت و نوره ماليد. سپس مولايم عبد الرحمان بن عبد ربّه و بُرَير بن حُضَير هَمْدانى ، بر درِ خيمه ، شانه هايشان به هم ساييده مى شد و بر سر اين كه كدام يك پس از امام عليه السلام نوره بمالند ، با هم بحث مى كردند . بُرَير ، با عبد الرحمان ، شوخى مى كرد . عبد الرحمان ، به او گفت: رهايمان كن . به خدا سوگند، اكنون، وقت بازى و شوخى و بطالت نيست ! بُرَير به او گفت: به خدا سوگند، قوم من مى دانند كه من ، بطالت [ و شوخى كردن]را دوست نداشته ام ، نه در جوانى و نه در پيرى ؛ امّا ـ به خدا سوگند ـ ، من به آنچه خواهيم ديد ، مُژده داده شده ام! به خدا سوگند، ميان ما و حور العين ، جز اين نيست كه اينان با شمشيرهايشان ، به ما حمله كنند ، و بسيار دوست دارم كه اين كار را بكنند ! هنگامى كه حسين عليه السلام فارغ شد، ما به درون [ خيمه] رفتيم و نوره ماليديم ۱ . ۲
1.در كتاب الإمام الحسين عليه السلام وأصحابه ، آمده : «برخى از موّرخان معاصر ، به نوره كشيدن و روغن ماليدن [امام حسين عليه السلام و برخى يارانش] ، با نبودِ آب در شب عاشورا يا تاسوعا ، ايراد گرفته و گفته اند كه نوره كشى و روغن مالى ، جز با آب، ممكن نيست» . سپس به اين اشكال ، پاسخ داده كه نتيجه آن ، چنين است : «مى توان ذرّات نوره را به گونه اى استفاده كرد كه موها[ى زايد] را از بين ببرد و در عين حال ، [بدن را] نسوزانَد ، و به آب هم نياز نباشد . آنچه آمده ، هر چند ممكن و بلكه شدنى است ، همان گونه كه در علم تركيب ديده ايم كه آميختن ماده خشكى مانند نمك با مادّه خشك ديگرى مانند زاج ، رطوبت توليد مى كند ؛ بلكه به اصطلاحِ آنها ، همانند خمير مى شود ، بلكه تركيب جيوه و نِشادُر و آرسنيك ، زمين را بى آن كه آب و آتشى در كار باشد ، ذوب و مايع مى كند ؛ بلكه ديده ايم كه تركيب مقدارى شوره (آزتات پتاس) و پَرِ سياوشان (سُنبل) و عرق گوگرد ، بدون حرارت و آتش ، خود به خود ، توليد آتش مى كند و همانند آتش ، شعله ور مى شود ، و امثال اينها فراوان اند . احتمال هم دارد كه مُشك در تركيب شدن با نوره ، مايع شود . امّا آنچه مشكل را آسان مى كند ، اين است كه در شب عاشورا ، هر چند آب براى خوردن نبوده ، امّا ظاهرا آب چاه غيرِ آشاميدنى براى كارهاى ديگر ، وجود داشته است و بلكه احتمال دارد كه آب مناسب براى آشاميدن هم بوده است ، چنان گفته شد كه امام حسين عليه السلام ، پسرش على اكبر را براى آوردن آب فرستاد» . نكته ديگرى را نيز مى توان به اين سخنان افزود : متونى كه اين ماجرا را نقل كرده اند ، نوره ماليدن را تنها به امام حسين عليه السلام و دو ، سه نفر از يارانش نسبت داده اند ، نه همه ياران امام . بنا بر اين ، به آب چندانى نياز نبوده است .
2.كُنتُ مَعَ مَولايَ ، فَلَمّا حَضَرَ النّاسُ وأقبَلوا إلَى الحُسَينِ عليه السلام ، أمَرَ الحُسَينُ عليه السلام بِفُسطاطٍ فَضُرِبَ ، ثُمَّ أمَرَ بِمِسكٍ فَميثَ في جَفنَةٍ عَظيمَةٍ أو صَحفَةٍ ، قالَ : ثُمَّ دَخَلَ الحُسَينُ عليه السلام ذلِكَ الفُسطاطَ ، فَتَطَلّى بِالنّورَةِ . قالَ : ومَولايَ عَبدُ الرَّحمنِ بنُ عَبدِ رَبِّهِ وبُرَيرُ بنُ حُضَيرٍ الهَمدانِيُّ عَلى بابِ الفُسطاطِ تَحتَكُّ مَناكِبُهُما ، فَازدَحَما أيُّهُما يَطَّلي عَلى أثَرِهِ ، فَجَعَلَ بُرَيرٌ يُهازِلُ عَبدَ الرَّحمنِ، فَقالَ لَهُ عَبدُ الرَّحمنِ : دَعنا، فَوَاللّه ِ ، ما هذِهِ بِساعَةِ باطِلٍ . فَقالَ لَهُ بُرَيرٌ : وَاللّه ِ ، لَقَد عَلِمَ قَومي أنّي ما أحبَبتُ الباطِلَ شابّا ولا كَهلاً ، ولكِن ـ وَاللّه ِ ـ إنّي لَمُستَبشِرٌ بِما نَحنُ لاقونَ ، وَاللّه ِ ، إن بَينَنا وبَينَ الحورِ العينِ إلّا أن يَميلَ هؤُلاءِ عَلَينا بِأَسيافِهِم ، ولَوَدِدتُ أنَّهُم قَد مالوا عَلَينا بِأَسيافِهِم . قالَ : فَلَمّا فَرَغَ الحُسَينُ عليه السلام دَخَلنا فَاطَّلَينا (تاريخ الطبرى : ج ۵ ص ۴۲۳) .
۳۱۷.رجال الكشّى :حبيب بن مُظاهر اسدى ، شوخى مى كرد . يزيد بن خُضَير هَمْدانى ـ كه سَرور قاريان ناميده مى شد ـ ، به او گفت: اى برادر من ! اكنون، هنگام شوخى [ و خنده] نيست ! او گفت: كجا از اين جا براى شادى ، سزامندتر ؟ به خدا سوگند، جز اين نيست كه اين طاغيان ، با شمشيرهايشان ، به ما حمله كنند و سپس با حور العين ، هماغوش مى شويم ! ۱
1.لَقَد مَزَحَ حَبيبُ بنُ مُظاهِرٍ الأَسَدِيُّ ، فَقالَ لَهُ يَزيدُ بنُ خُضَيرٍ الهَمدانِيُّ ـ وكانَ يُقالُ لَهُ سَيِّدُ القُرّاءِ ـ : يا أخي ، لَيسَ هذِهِ بِساعَةِ ضِحكٍ ! قالَ : فَأَيُّ مَوضِعٍ أحَقُّ مِن هذا بِالسُّرورِ ؟ وَاللّه ِ ، ما هُوَ إلّا أن تَميلَ عَلَينا هذِهَ الطَّغامُ بِسُيوفِهِم ، فَنُعانِقَ الحورَ العينَ (رجال الكشّى : ج ۱ ص ۲۹۳ ح ۱۳۳ ، بحار الأنوار : ج ۴۵ ص ۹۳ ح ۳۳) .





احکام تراشیدن موی سر :




تراشيدن [= حَلق]:ستردن مو و جز آن.



کابرد عنوان تراشیدن در فقه 

بر تراشیدن با اضافه به مو در فقه احکامی مترتب است که در بابهای طهارت ، حج ، نکاح ، کفارات و حدود بدانها اشاره رفته است.


 احکام تراشیدن 

احکام تراشیدن به واجب ، حرام ، مستحب و مکروه تقسیم می‏شود.

تراشیدن واجب
حلق از واجبات عمره مفرده و نیز حج بنابر مشهور [۱] [۲] و عملی عبادی است؛ از این‏رو قصد قربت شرط صحت آن است. [۳] البته وجوب حلق تخییری است؛ بدین معنا که حاجی یا عمره گزار ـ در غیر عمره تمتع ـ بین حلق و تقصیر مخیر می‏باشد؛ هرچند حلق افضل است. [۴] [۵] [۶] در عمره تمتع بنابر مشهور ، تقصیر متعین است. [۷] از سوی دیگر بنابر فتوای گروهی از فقها کسی که نخستین بار حج می‏گزارد( صروره ) و نیز کسی که موهای خویش را بافته یا گره زده یا با عسل ، صمغ و مانند آن به هم چسبانیده، تراشیدن متعین است. [۸]
محل تراشیدن سر در حج، سرزمین منی است که پس از قربانی و بنابر قول مشهور در روز عید قربان [۹] و در عمره بنابر قول مشهور بعد از سعی انجام می‏گیرد. [۱۰] بنابر تصریح بعضی تراشیدن باید با تیغ باشد و کوتاه کردن با ماشین و مانند آن کفایت نمی‏کند. [۱۱] [۱۲] روبه قبله بودن مُحرم هنگام تراشیدن، آغاز کردن از سمت راست پیشانی ، بردن نام خدا و خواندن دعای وارده شده از مستحبّات حلق است. [۱۳] وجوب حلق اختصاص به مردان دارد. [۱۴]

تراشیدن حرام
تراشیدن تمامی سر بین عمره تمتع و حج تمتع بنابر قول مشهور بر حاجی حرام و موجب ثبوت کفاره است که یک گوسفند می‏باشد. [۱۵] تراشیدن و ازاله مو از بدن در حال احرام بدون عذر ، حرام و ارتکاب آن مطلقا ـ با عذر، مانند بیماری یا بدون عذر ـ موجب ثبوت کفّاره ( فدیه ) است. کفّاره آن یک گوسفند یا اطعام ده فقیر ، برای هر کدام یک مُدّ( مد )بنابر قولی یا شش فقیر، برای هر کدام دو مُدّ بنابر قولی دیگر و یا سه روز روزه می‏باشد. برخی تخییر بین سه امر یادشده را به صورت عذر اختصاص داده و گفته‏اند در صورت معذور نبودن، کفّاره آن تنها یک گوسفند است. [۱۶] البته در ازاله موی زیر بغل، کفّاره تراشیدن هر دو طرف، یک گوسفند و یک طرف، اطعام سه فقیر است. [۱۷]
بر مُحرم، تراشیدن سر مُحرمی دیگر حرام و در حرمت تراشیدن سر غیر محرم، اختلاف است. [۱۸] تراشیدن ریش بنابر مشهور حرام است. [۱۹] [۲۰]

تراشیدن مستحب
تراشیدن موی سر ـ بنابر قول برخی ـ مستحب است. در مقابل، برخی دیگر بلند گذاشتن مو را مستحب دانسته‏اند. [۲۱] تراشیدن موی سر نوزاد در هفتمین روز ولادت و هم وزن آن طلا یا نقره صدقه دادن مستحب است. [۲۲]
ازاله موهای زاید بدن بویژه موهای زیر بغل، همچنین زهار با تراشیدن و مانند آن مستحب و ترک آن در موهای زهار بیش از چهل روز برای مرد و بیست روز برای زن مکروه است. [۲۳] [۲۴]

← تراشیدن مکروه
تراشیدن موهای سر و زهار میت بنابر مشهور، کراهت دارد. [۲۵] [۲۶]
 دیگر احکام تراشیدن 


مجازات به تراشیدن
مردی که مرتکب جرم قوّادی شده است بنابر مشهور پس از زدن ۷۵ تازیانه بر او، سرش را می‏تراشند و در خیابانها بین مردم می‏گردانند [۲۷] ( قیادت ).
کیفر مرد زناکار ِ غیرمحصن( احصان )صد ضربه تازیانه، تراشیدن سر و تبعید است. [۲۸]


 پانویس 
۱. ↑ جواهرالکلام ج۲۰ ص۴۴۹
۲. ↑ جواهر الکلام ج۱۹ ص۲۳۲
۳. ↑ مناسک حج (مراجع) ص۴۲۵ مسئله ۱۱۲۴
۴. ↑ جواهر الکلام ج۱۹ ص۲۳۲ ـ۲۳۳
۵. ↑ جواهر الکلام ج۲۰ ص۴۴۹
۶. ↑ جواهر الکلام ج۲۰ ص۴۶۶
۷. ↑ جواهر الکلام ج۲۰ ص۴۵۰
۸. ↑ جواهر الکلام ج۱۹ ص۲۳۴
۹. ↑ جواهر الکلام ج۱۹ ص۲۳۲ ـ ۲۳۳
۱۰. ↑ الحدائق الناضرة ج۱۶ ص۳۳۲
۱۱. ↑ احکام و آداب حج (گلپایگانی) ص۳۳۳
۱۲. ↑ صراط النجاة ج۱ ص۲۲۶ ـ ۲۲۷
۱۳. ↑ جواهر الکلام ج۱۹ ص۲۴۶
۱۴. ↑ جواهر الکلام ج۱۹ ص۲۳۶
۱۵. ↑ جواهر الکلام ج۲۰ ص۴۵۳ ـ ۴۵۵
۱۶. ↑ جواهر الکلام ج۲۰ ص۴۰۶ ـ ۴۱۰
۱۷. ↑ جواهر الکلام ج۲۰ ص۴۱۳ ـ ۴۱۴
۱۸. ↑ مستند الشیعة ج۱۱ ص۳۹۷
۱۹. ↑ الحدائق‏الناضرة ۵ ص۵۶۱
۲۰. ↑ مصباح‏الفقاهة ج۱ ص۲۷۵
۲۱. ↑ الحدائق الناضرة ۵ ص۵۵۶ ـ ۵۵۷
۲۲. ↑ جواهر الکلام ج۳۱ ص۲۵۷ ـ ۲۵۸
۲۳. ↑ مستند الشیعة ۶ ص۱۵۳
۲۴. ↑ وسائل‏الشیعة ج۲ ص۷۱
۲۵. ↑ الخلاف ۱ ص۲۹۶ ـ ۲۹۷
۲۶. ↑ العروة الوثقی ج۱ ص۴۰۱
۲۷. ↑ جواهر الکلام ج۴۱ ص۴۰۰
۲۸. ↑ جواهر الکلام ج۴۱ ص۳۲۳




 منبع 

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام ج۲ ص۴۳۰ - ۴۳۲  



اما در این قسمت توجه تون رو به شمایل پیامبرص جلب میکنم




شمایل رسول اکرم (ص):


از امام حسن و امام حسین(ع) روایت شده که از دایی خود -هند- وصف پیغمبر را پرسیدیم . هند ، آن حضرت را چنین توصیف نمود :

۱- پیغمبر(ص) بسیار بزرگوار و با شخصیت بود ، چهره اش همچون ماه شب چهاردهم می درخشید ، قامتی متعدل، سری بزرگ، موهایی نه چندان مجعد داشت که گاه در پشت سر جمع می نمود، و گاه فرو می گذاشت که از نرمۀ گوش تجاوز نمیکرد.

۲- رنگ رخسارش روشن و شاداب ، و پیشانی اش گشاده و بلند ، ابروانش کمانی و پیوسته ، در بین دو ابروی او رگی بود که به هنگام غضب برانگیخته می شد ، بینی اش کمی محدب و برگشته و درخششی خاص داشت که در نگاه اول بلند و برآمده به نظر می رسید.

۳- ریشی انبود داشت و گونه ای صاف ، چشمانش سیاه ، دهانش فراخ بود ، دندان هایش سپید و زیبا و از هم گشاده بود ، خط باریکی از مو از سینه تا شکم مبارکش روییده بود ، گردنش بسان گردن عروسک صاف ، و خوشرنگ و چون نقره سفید بود .

۴- خلقتی معتدل و بدنی کامل و در نهایت اعتدال داشت ، شکم و سینه اش در یک سطح بود ، سینه اش پهن و چهارشانه و دارای مفصل های نیرومند و ستبر بود ، بر شکم و پستانها مو نداشت ، ساق دستها و شانه ها پر پشت بود ، دارای سینه ای بر آمده ، ساقی بلند ، دستی گشاده ، استخوانی کشیده داشت و استخوان کف دستها و پاهایش درشت ، و کمر باریک ، شکمش کوچک و پایش گود و جلو عقب پاهایش یکسان بود . چون قدم برمی داشت چنان بود که گویی پای را از زمین می کند ، به هنگام راه رفتن کمی به راست و چپ مایل می شد ، با تواضع و فروتنی راه می رفت . هنگام گام زدن گویا از بلندی فرود می آید .

۵- چون به طرفی توجه می نمود با همه بدن بدان جا توجه می نمود ، در نگاه کردن چشمان خود را می بست و به زمین بیشتر نظر می نمود ، غالبا نگاهش کوتاه و گذرا بود با اصحاب راه می رفت و همواره در سلام دادن پیشی می جست



۶- انس بن مالک می گوید :«در همه سر و صورت رسول خدا(ص) فقط چهارده موی سپید وجود داشت» و نقل شده که هفده موی سپید داشتند.

(مناقب آل ابی طالب 158:1).

۷- عبدالله بن عمر گوید :«نشانه ی پیری پیامبر اکرم (ص) فقط بیست موی سپید بود.»

(مناقب آل ابی طالب 158:1)و(بحارالانوار191:16).

۸- براء بن عازب گوید :«موی پیامبر اکرم (ص) تا حدی بلند بود که به شانه هایش می رسید».




(موی سر، صورت و بدن پیامبر)


موهای حضرت، صاف و غیر مجعد بود 
موی سرش نه خیلی مجعد بود و نه باز و افتاده 
ام هانی گوید: «پیامبرصلی الله علیه وآله چهار گیسوی بافته داشت»
بلندی موی سر آن حضرت به قدری بود که به دوشش می‏رسید. 
توجّه:
طبق برخی از روایات، پیامبرصلی الله علیه وآله تنها در سال ششم هجری به خاطر اینکه می‏دانست به‏زودی وارد مکّه می‏شود، موی خود را کوتاه نکرد وگرنه قبل از آن سال و بعد از آن، دیگر پیامبرصلی الله علیه وآله موی خود را بلند نگه نمی‏داشت. 
سری بزرگ و موهایی پیچیده داشت. اگر موی سرش چیده نبود، روی سر ، متفرق می‏شد و اگر چیده بود از نرمه گوش تجاوز نمی‏کرد
محاسن آن حضرت پرپشت بود
انس بن مالک می‏گوید: «در تمام سر و صورت پیامبرصلی الله علیه وآله فقط چهارده عدد تار موی سفید دیدم» 
دو ذراع و شانه‏ها و بالای سینه‏اش پرمو بود. از وسط سینه تا ناف، خطی از مو داشت، ولی سینه‏ها و شکم آن حضرت از مو خالی بود 
در گونه‏ها و چانه حضرت، موهای سفیدی به‏نظر می‏رسید
محاسن آن حضرت پرپشت و دارای موی فراوان و شارب (سبیل) او کوتاه و پرپشت بود. موهای سفید معدودی که در سروصورتش پیدا شده بود به‏واسطه خضاب، سبزه به‏نظر می‏رسید 
موهای آن حضرت، صاف و غیر مجعد بود. از وسط سینه تا ناف، خطی باریک از مو داشت
موهای سفیدی که علامت پیری است در دو طرف سر نزدیک گوش آن حضرت به چشم می‏خورد" )



۹- انس بن مالک می گوید :« موی سر پیامبر تا بنا گوش آن حضرت می رسید».

۱۰- پیامبر اکرم (ص) صورتی گرد داشتند .

۱۱- دست پای پیامبر صاف و بدون گره بود ، ساقهایش متوسط و کم گوشت بود.

۱۲- چانه ی پیامبر کوتاه و متوسط و پیشانی اش مقداری به سمت جلو متمایل بود.(تحف العقول)



 منابع دیگر




- از ابوهريرة رسول اللهص فرمود: «اين موارد از فطرت
اسلام است:



- غسل روز جمعه.



- و مسواک زدن.



- و گرفتن سيبيل.



- و بلند کردن ريش.



پس همانا آتش­پرستان سيبيلها را بلند کرده و ريشهايشان را مي­گيرند، پس با
آنها مخالفت ورزيد: سيبيلهايتان را بگيريد و ريشهايتان را بلند کنيد
».



[ابن حبان (4/23)(1221) و بخاري در «التاريخ الکبير» (1/139-140), رقم
الترجمه: 419. و شيخ آلباني
/ گفته است: اسناد آن جيد (بسيار قوي) مي­باشد: «السلسلة الصحيحة» شماره: 3123, (7/331-332) قسمت اول].



16- از عمار بن ياسر: پيامبرص فرمود: «از فطرت:



- مضمضه [کردن آب در دهان].



- و استنشاق [آب در بيني].



- و مسواک زدن.



- و کوتاه کردن سيبيل.



- و گرفتن ناخنها.



- و تراشيدن موهاي زير بغل.



- و تراشيدن موهاي زهار.



- و شستن فاصله­ي بين انگشتان.



- و شستن بدن هنگام دفع حاجت.



- و ختنه کردن.



مي­باشند». [احمد (30/268) (18327) و ابوداود شماره: 55 و ابن ماجه
شماره: 296 و طيالسي شماره: 641 و ابويعلي شماره: 1627 و بيهقي(1/53) و طحاوي در «شرح
معاني الآثار» (4/299) و در «مشکل الآثار» شماره: 684.



 از سهل بن سعد ساعديt آمده است: رسول اللهص به سرِ [مبارکشان] زياد روغن
مي­ماليد و با آب ريشهايش را زينت مي­داد.



[ابن الأعرابي در «المعجم» و بيهقي در «شعب الإيمان» (5/226).


-------

شيخ آلباني/ در تعليقش بر «سنن ابن ماجه» گفته است: حديث حسن صحيح مي‌باشد.



و لفظ اين حديث نزد ابو داود به اين شکل است که رسول اللهص فرمود: «موي سفيد را نکنيد،
مسلماني نيست که مويي در راه اسلام سفيد کرده باشد بجز اينکه براي او نوري در روز
قيامت خواهد بود و خداوند براي او حسنه­اي نوشته و خطائي را از وي پاک مي­کند
».


ابوداود شماره 4199 چاپ عوامة (4/460).


------




رنگ کردن ريش به
رنگی به غير از رنگ سياه:



43- از ابوهريرة t آمده است، رسول اللهص فرمود: «همانا يهوديان و
مسيحيان [مو و ريش] خود را [از روي بدعت] رنگ نمي­کنند پس با آنها مخالفت ورزيد
».


[بخاري شماره 5559 و مسلم شماره: 2103.



مي­گويم: (امر نفرمود که ريش را بتراشيد بلکه فقط امر نمود که رنگ سفيد آن را
تغيير دهيد)].



44- از جابر بن عبدالله t گفت: نزد ابي قَحافَة
روز فتح مکه آمدم و سر و ريشش مانند گياه ثغامة سفيد بود، در نتيجه رسول الله
ص فرمود: «[رنگ] آن را تغيير
بده و به هيچ وجه از رنگ سياه استفاده نکن
».



[امام مسلم شماره: 2102(3/1663)].


-----

خلال کردن ريش در هنگام وضو گرفتن:


 از انس بن مالک t آمده است که: همانا
رسول الله
ص هرگاه وضو مي­گرفت، دست خود را پر از آب مي­کرد و آن را بر
قسمت زير دهان خود وارد مي­کرد و توسط آن ريش خود را خلال مي‌نمود. و مي­فرمود:
«پروردگارم
عزوجل مرا به اين امر نموده است
».



[ابوداود شماره: 145 و ابن ماجه شماره: 431 و ابن ابي شيبة و ابويعلي (6/204)
و بغوي (1/421) و حاکم(1/149) و بيهقي (1/54) و طبراني در «الصغير» (1/317) و در «الأوسط»
(3/466).



 خلال کردن
يعني شستن لاي ريشها توسط حرکت دادن انگشتان دست در بين آنها


واجب بودن بلند
کردن ريش و گرفتن
سیبيل:



1-
از عبدالله ابن عباس
ب آمده است: پيامبرص فرموده­اند: «...
سيبيل­ها را کوتاه کنيد و ريشها را بلند نمائيد...
».



[طبراني در «الأوسط» (10/194)(9422).



ابو ابراهيم: (حسن لغيره)، همانطور که در «إشراقة أولي
النُهی في حکم الأخذ من اللحی»
صفحه­ي 31-33 آمده است].



2- از مردي از انصارt از پيامبرص که فرمودند: «ريشهايتان
را بلند کنيد و به يهوديان تشابه پيدا نکنيد
».



[بخاري در «التاريخ الکبير» (4/145-146)(2270).



ابو ابراهيم: (حسن لغيره)، نگاه شود به «الإشراقة» از عبدالسلام الريمي، صفحه­ي 35-36].



3- از عبدالله ابن عمرو بن عاصب که پيامبرص فرمودند: «... سيبيل­ها را بگيريد و ريشهايتان را بلند کنيد ...».



[طبراني در «الأوسط» (8/184-185)(7376).



شيخ آلباني / در «صحيح الترغيب
والترهيب» شماره (2723): (حسن لغيره)].



4- از انس بن مالک t از پيامبر ص که فرمود: «سيبيل­ها
را بگيريد و ريش­ها را بلند کنيد و به يهوديان تشابه پيدا نکنيد
».



[الطحاوي در «شرح معاني الآثار».



ابو ابراهيم: (حسن لغيره) در سند آن أبوجعفر عبدالله بن جعفر
بن نجيح پدر علي المديني وجود


 در بين
علماي امت در برداشت از اين حديث اختلاف وجود دارد و امام احمد بن حنبل و امام
شافعي رحمهما الله اين کلمه را کوتاه کردن معني کرده­اند و امام ابوحنيفه و امام
مالک رحمهما الله از ته گرفتن آن را معني کرده­اند. 



نتیجه گیری کلی ختم کلام :

ریش و سبیل :

بر اساس احکام اسلام

ریش باید به حدی باشد که به آن بگويند ریش دارد و بیشتر از

یک مشت بسته شده نباشد

مثلا تراشیدن ریش با موزر طوریکه معلوم باشد شخص ریش دارد كفايت مي كند

اما سبیل باید بلند نباشد تراشیدنش طوری باشد که لب دیده شود

یعنی سبیل کوتاه باشد

موی گونه و زیر گردن با تیغ تراشیده شود اشکال ندارد

موی سر :

گفته شده کوتاه باشد برخی  علماي امت میگويند کوتاه باشد مستحب است برخی میگويند بلند باشد مستحب است

ولی نظر کلی تاکید به کوتاه شدن دارد البته نه تراشیدن صفر  در حد نرمال

موی بدن و عورت:

در مورد موی بدن گفته شده مستحب است تراشیده شود و حتی با تیغ یا موزر اشکال ندارد

اما درباره موی عورت و زیر بغل واجب شده است تراشیده شود






به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

موضوعات مرتبط با این مطلب :
نظر شما
نام شما:
پست الکترونيک:
وب سايت:
ارسال نظر به صورت خصوصي

یادداشتهای حذف شده - احکام تراشیدن ریش و موی بدن و سر

پر امکانات ترین سرویس وبلاگ دهی